اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
سلام! ![]()
اين دفعه ديگه هيييچ ترسي ندارم اين جا كافي نت نيس اينترنت خوابگاست!
مث هميشه ميام كه اساتيد محترم رو نابود كنم(البته در كل براشون احترام زيادي قايلم(همزه پيدا نكردم به بزرگي خودتون ببخشيد!!) صرفا براي شوخي! :دي)
راستي محرمه با عرض تسليت بايد بگم شايد تا آخر دهم باز نيام آپ كنم(باز هم به بزرگواري خودتون ببخشيد!!! :ديدي) ولي بعدش حتما حتما ميام اين جا همدان هوا خوبه استاداشم متناسب با هواش پيش ميرن كلا باحالن آدم حيفش مياد اذيتشون كنه(آخيي!!
) ولي ديگه ديگه!!
فقط به اين فكرم كه يه وبلاگ با نام "من و هم خوابگاهي هام" درست كنم تا بدونيد(نخ سوزن تو مكسز!!) كه خوابگاهي بودن تو شهر غريب يعني چي!!!
سرتونو درد نيارم بازم ميام باي..... فعلا!
برچسب:
نویسنده: مکسی
این جمله بازار مشترک پیتر و پاندای کونگ فو کاره. :دی
من: مجید؟ کرم بریز...
مجید: مگه میخوایم ماهی بگیریم؟
**********************
از امروز اصطلاح ماهی گرفتن بجای کرم ریختن استفاده می شود. 
برچسب:
نویسنده: مکسی
اینو در وصف اون کچله سرودم:
قد و بالای تو استادو بنازم
شیکم گنده ی استادو بنازَََََ َ َم...
تو که با کله ی تاس..
می خوری یه دبه ماست...
تو که نمره نمیدی چرا نمی رقصیییییییییییی؟
تو که با خودکار شیک
هر دفعه با یک تاپیک
ما رو به سیخ میکشی چرا نمی رقصییییییی؟
تو چه زیبااااااااااااا....
چه شکیبااااااااااا.....
خاک عالم رو تو فرقمون می ریزییییییییی...
تو بی هفت تیییییییییییر....
بی بِرِتاااااا...
هممون رو میکشی چرا نمی رقصییییییییییی؟
کت و شلوار تو استادو بنازم....
پیرهن گشاد خط دارو بنازم....
تو که هم سر میبری
از همه کچل تری...
تو که استاد منی چرا نمی رقصیییییییییییییییییی؟
تو که خفاش شبی
بتمنی سوپر منی...
تویی که کچل منی چرا نمی رقصی؟
برچسب:
نویسنده: مکسی
وقتی بی کار میشی و حوصله ات سر میره .... وقتی خاک به اندازه ی کافی پیدا میشه که تو سرت بریزی...باید چیکار کنی؟
نظر خودت که به درد عمه ات میخوره...میدونی؟ اینجا فقط نظر من مهمه. :دی
من که حوصله ام سر میره میرم تو کلاس های بقیه بچه ها میشینم و شلوغ میکنم . استادا هم شاکی میشن که اون کلاس چقد شلوغه...خوبیش هم اینه که اسمت تو لیست نیس که واست منفی بذارن....حرص استاد هم در میاد.
اگه توی یه دانشگاه بزرگ درس میخونین که معمولن کسی کسی رو نمیشناسه میتونین برین تو کلاس های که شما درسش رو ندارین و ی شلوغ کنید تا استاد پدرش در بیاد. اگه بتونین جووووووووووووری شلوغ کنید که استاد واسه همه منفی بذاره که دیگه نور علی نوره. :وی
شیطون و دیوونه بمونید لطفن. :پی
برچسب:
نویسنده: مکسی